استعارههای مربوط به چشم و قلب در تبری: رویکردی شناختی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه
2 زبان و ادبیات انگلیسی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، دانشگاه رازی
doi
10.22126/jlw.2016.1279چکیده
با درنظرگرفتن این مدّعای زبانشناسان شناختی که معانی براساس تجارب مادّی بنیادی، مفهومسازی میشوند، سعی بر آن است که روشهای گوناگونی را که گویشوران تبری از واژههای دال بر دو عضو چشم و قلب بهمثابة منابع مفهومی برای خلق اصطلاحات استعاری از آنها بهره میگیرند بررسی شود؛ دادههای مورد تحلیل بهطور عمده از شانزده مصاحبه با گویشوران تبری و پرسشنامه ای که دانش آنان درمورد دو مفهوم چشم و قلب را بررسی میکرد، بهدست آمده است؛ همچنین دادهها را یکی از نویسندگان که خود بومی تبری است، بررسی کرده است. نتایج پژوهش، نشان داد که استعارههای شکلگرفته براساس دو مفهوم قلب و چشم بر دو باور استعاری استوارند که بهترتیب عبارتاند از: «بینایی، تفکّر، شناخت و فهم»؛ «قلب ظرف است»؛ «قلب اندام است»؛ و «ضربان قلب، احساس است». ادّعایی که با درنظرگرفتن این استعارههای مفهومی زیرین، میتوان مطرح کرد این است که «اندام ادراکی، نشانگر خود ادراک است».