جایگاه مفهوم فطرت در منازعات دینی-اجتماعی دورۀ پهلوی دوم

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jstmt.2017.63562
چکیده

مفهوم فطرت پیش از دوران پهلویِ دوم، در کتاب‌ها و روزنامه‌های مذهبی، بسیار به ندرت به کار رفته است. اما بعد از شهریور 1320 و آغاز سلطنت محمدرضا شاه، استفاده از این مفهوم و نظریه‌پردازی دربارۀ آن، در مجلات و روزنامه‌هایی که نشر و تبلیغِ مسائل دینی را هدفِ خود قرار داده بودند، افزایش می‌یابد. فطرت، رفته رفته از سویی، به مفهومی کلیدی برای دفاع از دین در برابر مارکسیست‌ها یا دیگر منتقدانِ دین تبدیل می‌شود و از سوی دیگر، برای نقدِ دین‌داریِ متحجرانه و خرافی به کار می‌رود. بدین ترتیب، فطرت به چنان ابزار مهمی برای مبارزات دینی-اجتماعی مبدل می‌شود که در آستانۀ انقلاب اسلامی، استاد مرتضی مطهری آن را «ام‌المسائل» دین اسلام می‌نامد. اما پس از انقلاب اسلامی، این موج فروکش کرده و با بلاموضوع‌شدنِ کارکردهای این مفهوم در دورۀ پیش از انقلاب، بار دیگر به حاشیه رانده می‌شود. این مقاله کارکردهای اجتماعی فطرت در دورۀ پهلوی دوم را بررسی می‌کند.