استعارۀ زمان به‌مثابۀ حرکت در مکان در اشعار سهراب سپهری براساس نظریۀ معاصر استعاره

نویسندگان

1 گروه آموزش زبان انگلیسی، واحد بهبهان، دانشگاه آزاد اسلامی، بهبهان، ایران

2 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزآباد، ایران

doi
10.22126/jlw.2016.1237
چکیده

استعاره از مهم­ترین پدیده­های زبانی است که عالمان، فیلسوفان، ادبیان و به­تازگی زبان­شناسان به آن توجّه کرده­اند. روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی است و در آن کوشیده شده تا ساز­و­کار بیان استعارۀ زمان به­مثابۀ حرکت در مکان در مجموعۀ اشعار سهراب سپهری با تکیه بر نظریۀ معاصر استعارۀ لیکاف (1992) بررسی شود. با نگاهی به داده­ها می­توان این­گونه نتیجه گرفت که در این اشعار، زمان دارای دو حالت اصلی است: یکی گذر زمان به­مثابة شیئی ثابت درحالی­که ناظر متحرّک است و دیگری گذر زمان به­منزلة شیئی متحرّک درحالی­که ناظر ثابت است. درضمن با توجّه به این نظریه می­توان گفت درک زمان در شعر سهراب تأییدی بر فرایندی شناختی جهانی به­نام فهم استعارۀ زمان به­مثابۀ شیئی متحرّک یا حرکت در مکان است. نکتۀ دیگر، گذر سهراب از مرز استعاره­های قراردادی و ورود به دنیای استعاره­های نو است که زبان شعر سهراب را از زبان مردم عادّی و حتّی دیگر شاعران متمایز می­سازد.