تعیین رابطة بین تعارض کار ـ خانواده و کیفیّت زندگی رؤسا و نائب رؤسای هیأت‌‌های ورزشی استان همدان

نویسندگان

1 کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

2 دانشیار دانشگاه بوعلی سینا همدان

3 استاد دانشگاه پیام نور

doi
10.22080/jsmb.2012.423
چکیده

چکیده هدف: هدف اصلی‌این پژوهش تعیین رابطة بین تعارض کار ـ خانواده و کیفیّت زندگی رؤسا و نائب رؤسای هیئت‌‌های ورزشی استان همدان است. روش‌شناسی: جامعة آماری‌این تحقیق، شامل 40 نفر رئیس مرد و 40 نفر نائب رئیس زن بود که به روش تمام شماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌‌های تعارض کار ـ خانواده کارلسون (Carlson,2000) و کیفیّت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL ـ BREF,2011) استفاده شد، که علاوه بر تأیید روایی صوری آن‌ها به وسیلة متخصّصان، پایایی آن‌ها به وسیلة‌ آزمون کرونباخ به ترتیب 87% و 85% محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها علاوه بر شاخص‌‌های آمار توصیفی از آمار استنباطی همچون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t یک نمونه و t دو نمونه و آزمون فریدمن نیز استفاده گردید. یافته‌ها: یافته‌ها، بیانگر آن است که بین تعارض کار ـ خانواده و کیفیّت زندگی‌این جامعة آماری همبستگی معنی‌داری وجود ندارد. همچنین بین تعارض کار ـ خانواده با ابعاد کیفیّت زندگی (محیط، اجتماعی و روان‌شناختی) در رؤسای مرد و با ابعاد کیفیّت زندگی (جسمانی، محیط، اجتماعی و روان‌شناختی) در نائب رؤسای زن، همبستگی معنی‌داری وجود نداشت؛ ولی بین بعد جسمانی از کیفیّت زندگی و تعارض کار ـ خانواده در رؤسای مرد رابطه‌ی معکوس و معنی‌داری وجود داشت. همچنین بین تعارض کار ـ خانواده زنان و مردان تفاوت معنی‌داری وجود نداشت؛ امّا بین کیفیّت زندگی زنان و مردان، تفاوت معنی‌دار بوده است؛ بدین معنی که کیفیّت زندگی مردان، بهتراز زنان بود. نتیجه‌گیری: با توجّه به ‌یافته‌ها، می‌توان گفت که تعارض کار ـ خانواده در بین رؤسا و نائب رؤسای هیأت‌‌های ورزشی استان همدان با کیفیّت زندگی آنان جز در بعد جسمانی رابطه‌ایی ندارد.