مفهوم عدالت از منظر فارابی و ابنخلدون
نویسندگان
1 دانشجو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 عضو هیأت علمی و استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jstmt.2015.60438چکیده
چکیده عدالت از مفاهیم بنیادی در دین اسلام است که متفکران بیشماری به آن توجه کرده و تعابیر مختلفی از آن ارائه دادهاند. هدف پژوهش حاضر این است که با بررسی اسنادی مبتنی بر روش تحلیل محتوای کیفی به مطالعۀ مفهوم عدالت از دیدگاه دو اندیشمند مسلمان یعنی فارابی و ابن خلدون بپردازد و در نهایت راهکار آنها در خصوص برخورد با بیعدالتی را بررسی کند. شایان ذکر است که فارابی و ابنخلدون به دو دورۀ تاریخی متفاوت تعلق دارند و دارای دو نوع نگرش خاص به جامعه، انسان و جامعۀ طبقاتی هستند و منظور از مقایسۀ دیدگاه آنها، توجه به اشتراک و اختلاف آنها در کلیت و به نحو اجمال است. به طور کلی، آنها آرای فلسفی خاصی دربارۀ عدالت دارند. با توجه به گسترۀ دیدگاه آنها، گفتمان ایشان در قلمرو گفتمان اسلامی قرار دارد و گاهی رنگ و بوی الهی میدهد. از جمله اینکه دو اندیشمند مذکور، ضمن اینکه عدالت را تحت تأثیر دین و فقه، ملکۀ نفسانی و ملکۀ راسخه معرفی میکنند، تحقق عدالت محض را فقط در سایۀ نبوت و امامت میسر میدانند. ایشان همانند سایر فلاسفۀ کلاسیک، عدالت را بر حسب سزاواریها و استحاق میشناسند. فارابی عدالت را حامل امنیت میداند که از طریق قانون تأمین میشود و نظریۀ عدالت او با مسئلۀ ثبوت حق و ضرورت حمایت از این حق توسط حکومت تکمیل میشود. از دیدگاه ابنخلدون نیز عدالت اجتماعی به معنای تأمین مصلحت عمومی و مبنای تأمین عمران و امنیت است.