ساختار ژنتیکی جمعیت‌های قارچ Colletotrichum gloeosporioides s. l.، عامل خشکیدگی سرشاخه‌های درختان مرکبات در شمال ایران

نویسندگان

1 گروه قارچ‌شناسی و بیماری‌های قارچی گیاهان دانشگاه گیلان و پژوهشکدة مرکبات و میوه‌های نیمه‌گرمسیری، رامسر

2 گروه بیماری‌شناسی گیاهی، پژوهشکدة مرکبات و میوه‌های نیمه‌گرمسیری، رامسر

3 گروه قارچ‌شناسی و بیماری‌های قارچی گیاهان، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

4 گروه بیماری‌شناسی گیاهی، دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه گیلان

5 گروه قارچ‌شناسی، دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه گیلان

doi
10.22059/ijpps.2016.59295
چکیده

خشکیدگی سرشاخه‌ها و ریزش میوه پس از گلدهی ناشی از قارچ Colletotrichum gloeosporioides، از چالش‌های شایع تولید محصول در درختان مرکبات منطقۀ شمال کشور هستند. به علت افزایش آسیب و زیان بیماری در سال‌های اخیر که می‌تواند ناشی از تغییرپذیری ژنتیکی بیمارگر باشد، ساختار ژنتیکی این قارچ در جمعیت‌های شمال کشور بررسی شد. بدین منظور از چهارباغ در چهار منطقۀ رحیم‌آباد گیلان، رامسر، ساری و گرگان بازدید و نمونه‌های دارای نشانه‌های آلودگی درختان مرکبات گرد‌آوری شد. پس از شناسایی جدایه‌ها، انگشت‌نگاری DNA برای 144 جدایۀ قارچ با استفاده از هفت نشانگر ISSR به روش PCR انجام و شاخص‌های مربوط به تنوع ژنتیکی محاسبه شدند. تجزیۀ خوشه‌ای بر پایۀ ضریب همسانی جاکارد و روش UPGMA جدایه‌ها را در سیزده گروه قرار داد. میانگین تنوع ژنی و ژنوتیپی کل جمعیت‌ها به ترتیب برابر 33/0 و 49/0 محاسبه شد. میانگین تمایز ژنتیکی کم بین جمعیت‌ها (127/0)، توسط میزان جریان ژنی زیاد حاصل از نشانگرها (437/3) تأیید شد. بیشترین همانندی ژنتیکی بین دو جمعیت‌ گیلان و گرگان و کمترین آن بین دو جمعیت رامسر و ساری مشاهده شد. بنابراین فاصلۀ ژنتیکی بین نمونه‌های مرکبات رحیم‌آباد و رامسر و بین نمونه‌های رامسر و ساری با توجه به مسافت کمتر رحیم‌آباد تا رامسر نسبت به فاصلۀ رامسر تا ساری منطقی بود ولی نمونه‌های گیلان و گرگان در این رابطه روند غیرمعمول داشتند. بنا بر این تحقیق، جمعیت‌هایC. gloeosporioides مرکبات شمال کشور تنوع ژنتیکی دارند و پایین بودن میزان تمایز ژنتیکی و فاصلۀ ژنتیکی بین جمعیت‌ها مؤید وجود جریان ژنی بالا بین این جمعیت‌ها است.