مقایسة مبانی انسان‌شناختی علوم اجتماعی از دیدگاه شهید مطهری و کانت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jstmt.2013.55729
چکیده

علوم اجتماعی، به مثابة علومی که با محوریت ابعاد اجتماعی زندگی انسان سامان گرفته‌ است، مانند سایر دانش‌های بشری تحت تأثیر مبانی فلسفی و نیز پیش‌فرض‌های گوناگونی است. بررسی مبانی انسان‌شناختی علوم اجتماعی از دیدگاه شهید مرتضی مطهری و ایمانوئل کانت، با توجه به وابستگی آن‌ها به دو جریان بزرگ فکری و فرهنگی در غرب و شرق عالَم، امکان شکل‌گیری دو صورت متفاوت از علوم اجتماعی و مقایسۀ آن‌ها را فراهم می‌کند. در واقع، بدون رویارویی صورت‌های گوناگون ممکن علوم اجتماعی، تصور دقیقی از ظرفیت‌ها و محدودیت‌های این علوم شکل نخواهد گرفت و به سرگردانی پژوهشگران این عرصه در تعیین جهت پژوهش‌ها و مسائل این علوم منجر خواهد شد. در پژوهش حاضر تلاش شده است با روش اسنادی، شرحی از آرای انسان‌شناختی شهید مطهری و کانت ارائه شود و تأثیر آن بر علوم اجتماعی برخاسته از این دو دیدگاه فکری بررسی شود. ظاهراً علوم اجتماعی تحت تأثیر آرای انسان‌شناختی کانت، محدود به امکان‌های پوزیتیویستی و در دایرۀ ظرفیت‌های انسان‌شناسی تجربی سامان می‌یابد؛ اما علوم اجتماعی برخاسته از نظام فکری- فلسفی شهید مطهری، گسترۀ ابعاد مادی و مجرد انسان و عرصۀ اجتماعی زندگی او را به صورت توأم دربرمی‌گیرد.