به سوی تدوین یک چارچوب فرانظری برای اسلامیسازی علوم انسانی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.22059/jstmt.2013.53996چکیده
موضوع اسلامیسازی دانش، یکی از دغدغههای مهم عمده جوامع اسلامی است که البته مسبوق به سابقه نیز است. اگرچه تاکنون روشها و الگوهای فراوانی درباره چگونگی اسلامیسازی دانش و ضرورت آن توسط اندیشمندانی همچون سید حسین نصر، الفاروقی، العطاس، ضیاءالدین سردار و غیره بیان شده است، اما تدوین آن در چارچوبی فرانظری (متاتئوریک) که از یکسو بتواند بهطور منسجم به مبانی فلسفی هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی شناخت پاسخ دهد و از سوی دیگر، دلایل تعدد الگوهای اسلامیسازی را تبیین کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مسئله ازآنجا اهمیت مییابد که هرگونه تدوین و توسعه الگوی اسلامیسازی دانش، ابتدا باید در چارچوب نظری محض، یا آنچه که فرانظریه نامیده شده است، قرار بگیرد و به مسائل و الزامهای فلسفی آن پاسخ گوید. در واقع پرسش اصلی این است که فرایند اسلامیسازی دانش قرار است درون چه چارچوب فلسفی و فرانظری انجام شود و پاسخ دینی به الزامات فلسفی آن چیست؟ در پژوهش حاضر، ابتدا واکاوی مفهوم فرانظریه در بافت دانش و تمدن غربی و نیز الزامات هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی آن و سپس بیان پاسخی به الزامات فلسفی براساس دین و رویکرد اسلامی مورد توجه است.