مطالعه مقایسه‏ای مفهوم قضا و قدر در آثار پیمایشی و غیرپیمایشی (براساس طرح مسئله‏ای از جمال‏الدین اسدآبادی)

نویسندگان

1 دانشگاه پیام نور

doi
10.22059/jstmt.2013.53997
چکیده

 مسئله پژوهش، برگرفته از آرای جمال‌الدین اسدآبادی است که کارکرد دین را موجب پیشرفت و تحریف آن را موجب انحطاط دانسته است. قضا و قدر یکی از باورهای دینی بین مسلمانان است که به اعتقاد اسدآبادی، موجب ایجاد انرژی، انگیزه حرکت و تلاش است. در پژوهش‌های پیمایشی متداول با الهام از چند نظریه‌پرداز غربی، به جای قضا و قدر از مفهوم تقدیرگرایی استفاده شده است که معادل جبرگرایی است. این تعریف مورد تأیید آثار نظم (حافظ و مولانا)، نثر (کتب مرجع و مطالعات غیرپیمایشی) و آرای اسدآبادی، اشقر، دوباسکیه، بل و هترلی نیست. مواجهه سوروکین، محسنی، ازکیا و عجمی با تعریف و سنجش جبرگرایانه از تقدیرگرایی، محتاطانه است. آثار ‌‌‌غیر‌پیمایشی با ژرف‌نگری بیشتر، بعدی از تقدیرگرایی را آشکار کرده که از نگاه سطحی و یک‌سونگر آثار پیمایشی دور مانده است. تعریف تقدیرگرایی در آثار ‌‌‌غیر‌پیمایشی با تعریفی از مترادف آن، یعنی قضا و قدر که در بین مردم عادی متداول و مورد تأیید اسدآبادی نیز است، قرابت بیشتری دارد.