عبدالرحمن ابن خلدون و مفسّران: بررسی آراء طه حسین، محسن مهدی و سیدجواد طباطبایی
نویسندگان
1 استاد دانشکده علوم اجتماعی
2 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jstmt.2012.54309چکیده
کتاب «مقدمه» ابنخلدون بیش از دویستسال است که بهطور جدی مورد توجه جامعهشناسان، شرقشناسان، تاریخنگاران و متفکران مسلمان قرار گرفته است. مفسران ابنخلدون کوشیدهاند تا اندیشهی او را در برخی قالبهای از پیشموجودی نظیر سنت فلسفی و سیاسیِ افلاطونی-ارسطویی، قومگرایی و یا جامعهشناسی متجدد کُنتی طبقهبندی کنند. چنین طبقهبندیهایی، بیش از آنکه فروکاستن محتوای «مقدمه» به جامعهشناسی پوزیتیوِ کنتی یا مشارکتهایی در علوم دورهی میانه باشد، ساختار محتوای درونیِ «مقدمه» را که بعضاً در تعارض با چنین دیدگاههایی است، نادیده میگیرد. در این مقاله سه نمونه از دیدگاههای مفسران مشهور ابنخلدون را که وجوه معرفتی، جامعهشناختی و تاریخی «مقدمه» را موردتوجه قرار دادهاند، نقادانه مورد توجه قرار دادهایم. مقاله نشان میدهد که هر یک از این تفاسیر مبتنی بر چه پیشفرضهایی، اجتهاد را بر نصّ مقدم میدارند. سید جواد طباطبایی در راستای پروژهی زوال اندیشهی سیاسی در جهان اسلام، تلاش فکری ابنخلدون را ناکافی دانسته و بهزعم ما با مهندسیِ معکوس تاریخ، به داوری مبانی معرفتشناختی «مقدمه» نشسته است. محسن مهدی و طه حسین نیز که هر یک شهرت جهانی دارند، از جانب فلسفهی کلاسیک اسلامی و ناسیونالیسمِ عربی به سراغ «مقدمه» رفتهاند و وجوهی از حقیقت آن را، به بهای نادیدهگرفتن وجوه دیگر، روشن کردهاند.