سیر جنسیّتزدگی در ادبیات داستانی معاصر زبان فارسی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید باهنر
2 استادیار، دانشگاه شهید باهنر
3 استادیار، دانشگاه شهید باهنر
doi
چکیده
توجّه به تأثیر عوامل اجتماعی متفاوت از جمله سن، جنسیّت، تحصیل و طبقـۀ اجتمـاعی بـر دگرگونیهای زبانی حاصل تحوّلاتی است که در پی ورود تفکر نقشگرائی در عرصۀ زبان پدید آمد. «زبان جنسیّتزده» نهتنها وجود تفاوتهای کـلامی دو گـروه جنس یعنی زنـان و مـردان را بـدیهی میشمارد، بلکه بخشی از این تفاوتها را نشانۀ نگاه ناهمسان و گاه غیرعادلانۀ اجتماع به یکی از گروهها میداند که همان گروه زنان است. در این میان ادبیات بهعنوان نمودار فرهنگ و جهانبینی یک منطقه میتواند ابزاری جهت مطالعۀ انواع ویژگیهای کلامی از جمله میـزان گرایشهای جنسیّتزدگی در کلام باشد. لذا بهمنظور بررسی جنسیّتزدگی در ادبیات فارسی، تعداد 20 داستان بلند به تفکیک جنسیّت نویسندگان (10 نویسندة زن و 10 نویسندة مرد) و متعلّق به دو بازۀ زمانی (10 اثر دهۀ 60 و 10 اثر دهۀ 80) بهلحاظ دادههای جنسیّتزده مورد بررسی قرارگرفتند. مقایسۀ کمّی دادهها با روش آماری کایدو انجام شد. مقایسۀفراوانی دادهها در گروههای مختلف جنس و زمان نشان داد که نویسندگان مرد در آثار خود بهطرز معنیداری از اقلام کلامی جنسیّتزده بیشتر استفاده نمودهاند.