مهار آلفاگلوکوزیداز توسط عصاره متانولی اندامهای هوایی Salvia suffruticosa Montbr. & Auch. ex Benth. و Hypericum scabrum L.
نویسندگان
1 کارشناس ارشد بیوشیمی، گروه علوم زیستی، دانشکده علوم، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 دانشیار، گروه علوم زیستی، دانشکده علوم، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22092/ijmapr.2020.343285.2806چکیده
شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1399.36.822.103.5.1605.46دیابت در اثر نقص ارثی یا اکتسابی در ترشح انسولین و یا کاهش پاسخ اندامها نسبت به انسولین ترشح شده ایجاد میشود. کنترل هیپرگلیسمی بعد از صرف غذا از طریق مهارکنندههای آلفاگلوکوزیداز یک راهبرد مهم در مدیریت دیابت و کاهش عوارض مرتبط با بیماری است. براساس نتایج مطالعات قبلی عصاره متانولی اندامهای هوایی گیاه Salvia suffruticosa Montbr. & Auch. ex Benth. و Hypericum scabrum L. اثر مهاری قابل توجهی بر فعالیت آلفاگلوکوزیداز دارد. هدف از این پژوهش تعیین اندامی از گیاهان ذکرشده است که کانون فعالیت مهارکنندگی باشد. پس از تهیه عصاره متانولی از بخشهای مختلف گیاهان، اثر مهاری تمامی عصارهها در چندین غلظت مختلف، در طول موج ۴۰۵ نانومتر با استفاده از دستگاه میکروپلیتخوان بررسی گردید. بیشترین میزان فعالیت مهاری آلفاگلوکوزیداز S. suffruticosa مربوط به غلظت mg/mL ۱۶۰ عصاره گل (۱۰۰% مهار و IC50 برابر با mg/mL 8.91) و بیشترین میزان فعالیت مهاری H. scabrum مربوط به غلظت mg/mL ۱۰ عصاره گل (96.49% مهار و IC50 برابر با mg/mL 1.04) و برگ (۸۶% مهار و IC50 برابر با mg/mL 3.98) بود. مطابق نتایج حاصل از بررسی سنتیکی مهار آنزیمی، عصاره گل و برگ گیاه S. suffruticosa از الگوی مهار مرکب (غیررقابتی-نارقابتی) و گل گیاه H. scabrum از الگوی مهار مرکب (رقابتی-غیررقابتی) پیروی میکنند. عصاره متانولی اندامهای گل گیاه S. suffruticosa و H. scabrum دارای اثر مهاری قابل توجهی بر روی فعالیت آنزیم آلفاگلوکوزیداز است. در نتیجه منابع مناسبی برای استخراج ترکیبها با خاصیت دارویی بالقوه برای کنترل سطح قند خون بعد از صرف غذا میباشند.