روح کارناوالی و ماهیت ضدهنجاری شعر قلندری

نویسندگان

1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران.

doi
10.22034/perlit.2025.68734.3840
چکیده

قلندریات در ادبیات فارسی عموماً نوعی شعر سمبلیک تلقی می‌شود که با بهره‌گیری از تمثیل‌ها، نمادها و استعاره‌های عرفانی، تجربه‌ها و احساسات معنوی شاعران این نوع شعر را بازتاب می‌دهد. با این حال، این گونه شعر را می‌توان به لحاظ ساختاری نوع ادبی منحصر به فردی دانست که از طریق نقد هنجارها و قراردادهای ادبی و اجتماعی رایج، و به چالش کشیدن آن‌ها، به عنوان یک ضدژانر نیرومند در برابر گونه‌های شعری دیگر عمل می‌کند. این پژوهش بدون آن که بخواهد تصاویر شاعرانه پویا در این نوع شعر را صرفاً به کهن‌الگوها و نمادهای از پیش تعیین‌شده صوفیانه فرو بکاهد، با در نظر گرفتن ارتباط بین‌ژانری قلندریات با برخی از ژانرهای هنجاری غالب، به بررسی ساختار شعری منحصر به فرد آن می‌پردازد. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که تعامل شعر قلندری با گونه‌هایی مانند مدح، فخر و وعظ، منجر به ظهور نوع جدیدی از شعر می‌شود که در آن پدیده‌ها و عناصر نامتعارف با ماهیت ضدهنجاری، فضاهایی را به نمایش می‌گذارند که همانند «کارناوال» میخائیل باختین همه ارزش‌ها، هنجارها و سلسله‌مراتب اجتماعی در آن وارونه می‌شوند.