حس‎ آمیزی به‎ مثابه استعاره مفهومی: بررسی الگوی حس ‎آمیزی در شعر سهراب سپهری

نویسندگان

1 دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22034/perlit.2024.59531.3605
چکیده

مقاله حاضر نگاهی به پدیده حس‎آمیزی از دیدگاه نظریه استعاره مفهومی است و به تحلیل حس‎آمیزی‎های موجود در شعر سهراب سپهری پرداخته‎است. بعضی از پژوهشگران علوم شناختی، با پیش چشم داشتن سلسله‎مراتب حواس اولمان، حس‎آمیزی را گونه‎ای از استعاره مفهومی دانسته‎اند؛ همچنان‎که در ساخت استعاره مفهومی، یک حوزۀ مفهومی عینی بر یک حوزۀ مفهومی انتزاعی افکنده می‎شود تا آن را روشن سازد، در حس‎آمیزی نیز عناصر مربوط به حواس ضعیف‎تر به حیطه حواس قوی‎تر برده می‎‎شوند تا موجب درک بهتری از مفهوم شوند. این مقاله با روش توصیفی‎تحلیلی کوشیده‎است از منظر متفاوتی به صنعت پرتکرار حس‎آمیزی در شعر سپهری نگاه کند و جسمانیت مستتر در ظاهر انتزاعی آثار او را نشان دهد. نتیجۀ حاصل از بررسی حدود 100 نمونه در اشعار سپهری، نشان می‎دهد که تقریباً تمام حس‎آمیزی‎های موجود در شعر او، استعاره‎هایی مفهومی هستند که از سلسله‎مراتب حواس اولمان تبعیت می‎کنند. به عبارت دیگر، سپهری همواره در حس‎آمیزی‎هایش مفهوم انتزاعی را به عینیت و تجسم نزدیک کرده‎است. این نکته نمایانگر آن است که شعر او برخلاف ظاهر انتزاعی، باطنی جسمیت‎یافته و کاملاً زمینی دارد.