شناسایی گروه ‏های آناستوموزی ریزوکتونیای سیب‏زمینی در استان‏های همدان و کردستان و بررسی امکان کنترل بیولوژیکی آنها با استفاده از گونه‏ های تریکودرما

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ بیماری‌شناسی گیاهی، دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه زابل

2 دانشیار گروه گیاه‌پزشکی، دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
10.22059/ijpps.2014.52255
چکیده

در طی مطالعه درباره بیماری ریزوکتونیایی سیب ‏زمینی در سال 1385، از مزارع و انبارهای سیب‏زمینی استان‏های همدان و کردستان، پنجاه جدایه با مشخصات قارچ Rhizoctonia. solani از ساقه و ریشه و هشت جدایه از سختینه ‏های موجود در سطح غده ‏ها جداسازی شد. بعد از رنگ‏ آمیزی هسته و بررسی‏ های فیزیولوژیکی، تمام جدایه‏ های تحت مطالعه با عنوان گونۀ R. solani شناسایی شدند. برای تعیین گروه‏های آناستوموزی جدایه‏ها، عمل آناستوموز با جدایه ‏های استاندارد انجام گرفت و در مجموع 56 جدایه به‌عنوان گروه آناستوموزی 3 و یک جدایه به‌‏عنوان گروه آناستوموزی 4 شناسایی شد و یک جدایه با هیچ‌کدام از گروه‏های آناستوموزی موجود در این مطالعه آناستوموز نداد. آزمایش بیماری‏زایی 25 جدایه‏، آنها را در گروه بیماری‏زا قرار داد. توانایی بیوکنترلی چهار گونه از جنس تریکودرما شامل Trichoderma brevicompactum، T. koningiopsis، T. andinensis و T. virens روی دو جدایه‏ از بیمارگر (6 و 16) که در آزمایش‏های بیماری‏زایی، شدیدترین بیماری‏زایی را داشتند، در شرایط آزمایشگاه مطالعه شد. نتایج نشان داد که به جز گونه T. andinensis، سایر گونه‏ های تریکودرما بعد از متوقف کردن رشد بیمارگر شروع به پیشروی، استقرار و اسپورزایی روی پرگنه آن کردند و ضمن پیچش به اطراف ریسه‏ ها سبب تخریب آنها شدند. تأثیر متابولیت‏ های فرّار تمام گونه ‏های تریکودرما در کاهش رشد جدایه‏ های ریزوکتونیا در مقایسه با تیمار شاهد معنا‏دار بود و در این میان گونه‏ های T. virens، T. koningiopsis و  T. brevicompactum به‌ترتیب دارای بیشترین تأثیر بودند. در بررسی تأثیر متابولیت‏ های غیرفرّار نیز گونة T. brevicompactum رشد جدایه‏ های ریزوکتونیا را به‌طور کامل متوقف کرد.