جای‌گزینی تخیل تاریخی با تخیل جغرافیایی به‌مثابة وجه ممیز دوره‌های عجایب‌نامه‌نویسی فارسی

نویسندگان

1 دانش‌آموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء، تهران، ایران.

doi
10.22034/perlit.2025.64069.3731
چکیده

در این نوشتار، نشان داده خواهد شد که چگونه عنصر «مکان»، که در قالب توجه به جغرافیا در متون عجایب‎نامه‎ای دورۀ اول برجسته شده‌است، نمایندۀ فکر زمینی و غیرتخیلی و خردگرایی است که در دوره‎های بعد جای خود را به «زمان» در قالب «تاریخ» می‎دهد و از عقلانیت و عینی‎بودن خارج می‎شود و به تخیل گره می‎خورد. به‎نظر می‎رسد عجایب‎نامه‎نویسی در دورۀ اول، پایگاهی برای نوعی «مقاومت» دربرابر جریان رسمیِ علم بوده‌است. با استناد به روش تبارشناختی فوکو، در پژوهش حاضر کوشش شده‌است نقاط گسست در خیال‎پردازی عجایب‎نامه‎نویسان معرفی شوند. در دورۀ نخست عجایب‎نویسی، «جغرافیا» محمل خیال‎پردازی و حلقۀ اتصال با واقعیت است. در دورۀ دوم، تمسک به «روایت‎پردازی» جای جغرافیا را می‎گیرد. دورۀ سوم، که طی آن خیال‎ورزی با تمسک به رویدادهای «تاریخی» صورت گرفته‌است، شاهد پروبال‎گرفتن موجودات افسانه‎ای و رشد چشمگیر آن‌ها هستیم. حتی شخصیت‎های تاریخی نیز از خیال‎پردازی مؤلفان عجایب‎نامه‎ها برکنار نمانده‎اند. براین‎اساس، سه دورۀ متمایز عجایب‎نامه‎نویسی معرفی شده‎اند.