نقد و بررسی زبان تخیل حکیم نظامی گنجوی در ترسیم سیمای زنانه (بر اساس منظومه خسرو‌و‌شیرین)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22034/perlit.2025.65153.3759
چکیده

معناهای پنهان و آشکاری که هنرمند در نحوۀ بیان خود در یک اثر روایی می‎آفریند، متأثر از تخیل اوست که در درون گفتمان وی نفوذ‎ می‎کند و صورت آن، اثر هنری را به وجود می‎آورد. در این کنش و واکنش ذهنی، حس همدلی مخاطب، با پیروی از طبیعت، احساسات درونی و نگرش اجتماعی برانگیخته‎ می‎شود. استخراج زبان تخیل در ترسیم سیمای زنانه در منظومۀ خسرو ‎و ‎شیرین حکیم نظامی گنجوی که شاعران هنرمند فراوانی از آن پیروی کرده‌اند، موضوع پژوهش پیشِ رو است. در این مقاله، نشانه‎های هنری شاعر، در بستر بیان و بدیع در معرفی ساحت معشوق، صفات و ویژگی‎ها و همچنین کنش‎های وی، به‎عنوان یکی از عناصر وحدت‎بخش ادب غنایی مورد بررسی ‎قرار ‎گرفته‎است. حاصل کار نشان ‎می‎دهد با وجود روایی‎بودن اثر، شاعر هیچ‎گاه از تصویرپردازی معشوق در لایه‎های زبانی جدا نشده و با ارائه‌ای نمایشی‎، مجموعه‌ای از تصاویر را خلق نموده که در فرم‎هایی متأثر از طبیعت‌گرایی، قوانین رمانسی، تصاویر ازپیش‎تعیین‎شده قرار داشته و زبان آن، با تزاحم تصویری و ترکیب هنری درآمیخته‎است. این تصاویر تابلوی بزمی ـ رزمی از صحنه شکار آهو (شیرین) به‎وسیلۀ شیر (پادشاه) است. در این پرداخت هنری، برخلاف هنجارهای پیشین ادب روایی عاشقانه، معشوق زن، در طبقه معشوقگان آرمانی و قدسی صرف قرار ندارد، بلکه به حوزۀ زنان واقعی وارد ‎شده‎است. از ‎این‎ رو، با وجود قدسی‎بودن تصاویر، شخص محوری، (شاهدخت) واقعی است.