نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی دربارۀ ملمّع و طرح انگاره‎ای دیگر

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان، کردستان، ایران.

doi
10.22034/perlit.2025.66040.3776
چکیده

ملمّع گونه‎ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده‌است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته‌اند. پژوهش حاضر کوشیده‌است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگارۀ نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به‌ وجود آمده‌است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل‌گیری آن و چرایی استفاده از زبان‎های مختلف در به‎کارگیری این شگرد ادبی، در دوره‌های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده‎ها به شیوۀ کتابخانه‎ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه‌وتحلیل شده‌است. نتایج نشان می‎دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان‎های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان‎های به‌کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل‌تحلیل است. این فرادستی در ملمّع‌های فارسی با زبان عربی یا زبان‎های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل‌بررسی است. اما در ملمّع‎های پدیدآمده از زبان‎های محلی‎ ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت‌بخشی به زبان شاعر، گونه‎ای عکس‎‎العمل دربارۀ دیگری‌سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان‌شناختی می‌توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به‌تفصیل بررسی شده‌است.