بازتعریف مفهوم حق طبیعی در اندیشه لئو اشتراوس و نسبت آن با امر تعلیم و تربیت

نویسندگان

1 دکترا فلسفه تعلیم و تربیت ، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

doi
10.22054/wph.2025.82461.2272
چکیده

هدف از این نوشتار تحلیل نسبت مفهوم حق طبیعی با امر تعلیم و تربیت در اندیشه لئو اشتراوس است. ازنظر اشتراوس ساختار فلسفه مدرن با مبانی تفکر نسبیت‍گرا و تاریخی‍نگر پیوند خورده است. این امر باعث شده تعریف مفهوم حق طبیعی به‌عنوان امری بنیادین در تفکر مدرن به سمت نگاه مادی و فردمحور تمایل پیدا کند. درنتیجه ارزش‍های ثابت زندگی در ساختار فکری و اخلاقی دوران مدرن جایگاه خود را از دست داده‍ است؛ بنابراین ضرورت دارد که بازنگری در مفهوم حق طبیعی در دوران مدرن صورت گیرد. بازنگری که اشتراوس می‍کوشد آن را با توجه به مبانی اندیشه پیشامدرن انجام دهد که در آن حق و طبیعت در پیوند با نگاه فضیلت‍مندانه و غایت‍شناسانه فهم می‍شود. این تعریف از حق طبیعی دلیلی است که اشتراوس در ماهیت طبیعی و سرشتی انسان دوباره تأمل کند و برای شکل دادن به آن متوسل به یک ساختار تعلیم و تربیت شود تا بدین‌وسیله انسان را به جایگاه حقیقی‍اش بازگرداند. در حقیقت اشتراوس در فلسفه خود با صورت‍بندی جدیدی که از طبیعت و حق ارائه می‍دهد کمال زیست فردی و اجتماعی انسان مدرن را بازتعریف می‍کند. لذا تلاش می‍کنیم با کمک روش تحلیلی- توصیفی ابتدا نقد اشتراوس به تفکر مدرن را در باب مفهوم حق طبیعی توصیف و تبیین کنیم و درنهایت نسبت آن را با امر تعلیم و تربیت مشخص کنیم.