درنگی بر معنایِ واژۀ لبلاب
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتریِ زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتریِ زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/perlit.2025.63888.3723چکیده
واژۀ «لبلاب» در فرهنگهای لغتِ فارسی به دو معنا آمده است. فرهنگنویسان یکی از معانیِ این واژه را «عزائمخوان و افسونگر» ذکر کردهاند. با نگاهی به شواهد شعری دریافت میشود که معنایِ ارائهشدۀ فرهنگنویسان در موردِ اخیر درست نبوده و آنها بهدلیلِ دریافتِ نادرست از معنایِ ابیاتی که این واژه در آنها بهکار رفته است، این معنا را برای لبلاب ثبت کردهاند. نگارندگان مقالۀ حاضر پس از ذکر فرهنگهایی که به معنایِ واژۀ لبلاب پرداختهاند، با آوردن شواهد شعری و بررسی و تحلیل آنها، معنایِ پیشنهادیِ خود را دربارۀ هریک از ابیات مورد بحث مطرح کرده و در پایان معنی درستِ واژۀ لبلاب را بیان کردهاند. نگارندگان اثبات کردهاند که لبلاب در شواهدِ شعری مورد بحث، در معنای گوی جادوگری بهکار رفته است و نه افسونگر. همچنین با رجوع به فرهنگهای لغتِ عربی و کتب امثال و حِکَم نشان داده شده است که این اشتباه صورتگرفته احتمالاً از جانب فرهنگنویسان فارسی به فارسی بوده و در لغتنامههای عربی لبلاب در معنای افسونگر نیامده است.