ناهمسانیِ ادبیات و خوشنویسی در سرعت بازنمود تحولات اجتماعی (بر پایۀ آثار شعری و خوشنویسی مرتضی قلیسلطان شاملو و درویش عبدالمجید طالقانی)
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه کردستان و استاد انجمن خوشنویسان ایران.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات دانشگاه کردستان، کردستان، ایران.
doi
10.22034/perlit.2025.66751.3787چکیده
ادبیات و خوشنویسی، بهعنوان دو نظامِ انتزاعی-خیالیِ متأثر از هم، با همراهیها و برهمکنشهای چندصدساله و اشتراکات ساختاری فراوان در فرم و صورت، هر دو برآمده از کلانروندهای تاریخی-اجتماعیِ منجر به تغییرِ ذوقِ معیارِ جامعهاند. با این حال، تحلیل دقیق آثار برخی از نخبگان خوشنویسی و ادبیات، ما را به این نتیجۀ شگفت رهنمون میکند که گاهی بیشترین خصلتهای مشترکِ ساختاری میان این دو عرصه را در آثار خوشنویسان و شاعرانی میتوان جست که همروزگار نبودهاند. این ناهمروزگاریها، گاه در مصادیقی مانند حافظ و میرعماد، با فاصلهای بیش از دو سده دیده میشود و گاه در شواهدی چون صائب و درویش با فاصلهای در حدود یک سده. پژوهش بینارشتهای حاضر به شیوۀ توصیفی-تحلیلی، برای نخستین بار با پرده برداشتن از وجود این ناهمسانیِ زمانی، با تکیه بر عنصر اغراق، در پی پاسخ به چراییِ مسئله و تبیین وجوهِ کمیّتیِ این اختلافِ زمانی است. براساس نتایج این پژوهش، اگرچه تحولاتِ اجتماعیِ هر دوره، خصلتهای یکسانی را همزمان به ادبیات و خوشنویسی میبخشد، اما به نظر میرسد سرعت تأثیر این تحولات در عناصر زبان و خط که مصالح و مواد اولیۀ ادبیات و خوشنویسیاند، یکسان نیست و بازنماییِ تحولات اجتماعی و تصرفاتِ ذوقیِ اجتماع در قلمروِ آواها و ساختهای لفظ-معنیِ آثار ادبی، سریعتر از جهان شکلها و ساختهای شاکله-حالتِ آثار خوشنویسی رخ میدهد.