امتزاج افق‎ها در رمان جزیرۀ سرگردانی: تأملی بر بنیاد نظریه گادامر

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل، زابل، ایران

doi
10.22034/perlit.2025.66704.3785
چکیده

رمان جزیرۀ سرگردانی نوشتۀ سیمین دانشور، با روایتی چندلایه، تجربه‎های روایی شخصیت‎ها را در بستر چالش‎های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران معاصر بازتاب می‎دهد. این اثر با تمرکز بر تعاملات شخصیت‎ها و بازاندیشی در باورهایشان، فضایی برای تأمل در فرایند فهم انسانی و تحول آگاهی فراهم می‎کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی مفاهیم پیش‎بینی، گفت‎وگوی هرمنوتیکی و امتزاج افق‎ها در ساختار روایی و شخصیت‎پردازی رمان، براساس نظریه هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر انجام شده‌است. روش تحقیق کیفی است و با تحلیل محتوای دقیق روایت، گفتگوها و زمینه‎های تاریخی، کارکرد مفاهیم گادامری در متن بررسی شده‌است. یافته‎ها نشان می‎دهد که شخصیت‎ها، به‎ویژه «هستی»، از طریق تعامل با دیگران و مواجهه با دیدگاه‎های متفاوت، وارد فرایند تأویل می‎شوند. این فرایند که از گفت‎وگوهای میان شخصیت‎ها با باورهای سنتی و مدرن شکل می‎گیرد، به بازاندیشی در پیش‎بینی‎ها و درنهایت به امتزاج افق‎ها می‎انجامد. این امتزاج، به معنای آمیختگی دیدگاه‎های متفاوت و خلق فهمی نوین، در تحول فکری و عاطفی شخصیت‎ها نمود می‎یابد. درنتیجه، جزیرۀ سرگردانی هم به‎عنوان اثری ادبی و هم به‎عنوان فضایی هرمنوتیکی برای فهم متقابل و بازسازی آگاهی انسانی قابل‌توجه است. این رمان، با نمایش کشاکش میان سنت و مدرنیته، عقلانیت و عرفان، و فردیت و جمع، آیینه‎ای از گفت‎وگوی فرهنگی و تاریخی ایران در آستانۀ تحولات اجتماعی است.