بررسی سینمای برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه بین المللی امام خمینی ره قزوین ایران

doi
10.22054/wph.2025.83286.2277
چکیده

این نوشتار به تحلیل سینمای اینگمار برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس می‌پردازد. برگمان، که به‌عنوان یکی از فیلمسازان برجسته و تاثیرگذار قرن بیستم شناخته می‌شود، به‌طرزی ماهرانه از زبان سینما برای بررسی دغدغه‌های عمیق و اساسی وجود انسانی استفاده می‌کند. آثار او بر مقولاتی همچون جستجوی معنا، حس فراگیر تنهایی، اجتناب‌ناپذیری مرگ و بحران هویت شخصی تمرکز دارد. فیلم‌های برگمان، به‌ویژه آثاری که به مضامینی مانند معنای زندگی، اضطراب وجودی و رویارویی فرد با احساس پوچی پرداخته‌اند، به یکی از مهم‌ترین جلوه ‌های سینمایی فلسفه های اگزیستانس تبدیل شده‌اند. فلسفه هایی، که تحت تأثیر اندیشمندانی چون هایدگر، کی‌یرکگور و نیچه شکل گرفته است و به مفاهیمی مانند آزادی انسان، مسئولیت فردی، انتخاب و مواجهه با مرگ می‌پردازد. این رویکرد فلسفی تلاش می‌کند تا مبارزه انسان برای یافتن معنا در جهانی بی‌تفاوت و ظاهراً بی‌معنا را درک کند و بحران‌های روانی و عاطفی ناشی از مواجهه با این پرسش‌های اساسی را بررسی کند. این نوشتار بر آن است تا نسبت های میان ایده‌های فلسفه های اگزیستانس و روایت‌های سینمایی برگمان را با تمرکز ویژه بر فیلم‌های نور زمستانی ، توت‌فرنگی‌های وحشی ، مهره هفتم و فریاد ها و نجوا ها بررسی کند.

کلیدواژه‌ها