فراتر از خیر و زیبا: تحلیل تطبیقی اندیشه هگلی و نیچه‌ای در هنر، دین و فلسفه

نویسندگان

1 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فلسفه هنر دانشگاه هنر اصفهان

2 عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-شمال

doi
10.22054/wph.2025.84887.2296
چکیده

چکیده این پژوهش به بررسی دیدگاه‌های متضاد هگل و نیچه در مورد سه حوزۀ اساسی تفکر انسانی هنر، دین و فلسفه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این دو فیلسوف، هر یک از منظری متفاوت، به مسئلۀ تحقق خود، آزادی فردی و ارزش‌های سنتی نگریسته‌اند. هگل این سه حوزه را به‌عنوان مراحل تکامل آگاهی انسانی در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق در نظر می‌گرفت و معتقد بود که هنر، دین و فلسفه به شکلی درهم‌تنیده، انسان را به‌سوی خودآگاهی و تحقق روح جهانی هدایت می‌کنند. در مقابل، نیچه این مفاهیم را ابزارهایی برای نقد ارزش‌های سنتی می‌دانست؛ او هنر را بالاتر از فلسفه و دین قرار داده و آن را عرصه‌ای برای بیان فردیت و رهایی از محدودیت‌های تحمیلی تلقی می‌کرد، درحالی‌که دین را نهادی سرکوبگر و مانعی برای ارادۀ فردی می‌دانست. این پژوهش با بررسی تطبیقی آرای این دو متفکر، سعی دارد نشان دهد که چگونه هگل و نیچه در تبیین نقش این مفاهیم در زندگی انسان، مسیرهای فکری کاملاً متفاوتی را پیموده‌اند. از یک سو، هگل بر پیوستگی این حوزه‌ها و ضرورت آن‌ها در مسیر تحقق خود تأکید می‌کند، و از سوی دیگر، نیچه آن‌ها را از دریچۀ فردگرایی و آفرینش ارزش‌های نوین می‌نگرد. در این مسیر، این مطالعه با اتخاذ رویکردی تحلیلی و تطبیقی، شباهت‌ها و تفاوت‌های اساسی اندیشه‌های آن‌ها را بررسی کرده و پیامدهای فلسفی آن‌ها را در زمینه‌های مختلف مورد بحث قرار می‌دهد.