جایگاه شاه و درویش هلالی استرآبادی، و پیشینه و تحلیل آن
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/perlit.2024.62493.3690چکیده
بدرالدّین هلالی جغتایی از شعرای مهم و تأثیرگذار اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است که خصوصاً در غزل و مثنوی از سرآمدان عصر خود بوده است. مشهورترین منظومة او شاه و درویش است که در عصر خود و پس از آن معروف بوده و حتّی به اقتفای آن در ادبیات ترکی هم کسانی چند داستان شاه و درویش ترکی سرودهاند. روایتهای مختصر از داستان عاشقانة شاه و درویش در آثار پیش از روزگار هلالی هم وجود داشته و ما در این مقاله مهمترین نمونههای منظوم و بعضاً منثور آن را که عمدتاً در آثار عرفانی خصوصاً منابع مرتبط با عرفان جمالی آمده نقل کرده و وجوه شباهت و تفاوت آنها را با هم بررسی کردهایم و در ادامه شاه و درویش هلالی را هم با آنها مقایسه کرده و نوآوریهای هلالی در پرداخت داستان را متذکّر شدهایم. شاه و درویش هلالی از سه منظر ادبی، عرفانی و اخلاقی حائز اهمیّت است که از این میان جنبة اخلاقی و تعلیمی این منظومه هم که تا به حال به آن توجّه نشده بسیار مهم است. شاعر به طور ضمنی در این منظومه توصیههای خود به نهاد قدرت در زمینة لزوم رعایت عدالت و توجّه به تودة مردم و همچنین فوایدی را که حکمران از قبل آن میتواند به دست بیاورد یادآور میشود و همین نکته این منظومه را تا حدّ یک سیاستنامه ارتقا میدهد.