زبان دین در کتابالعلل (کتاب ایضاح فیالخیر المحض لأرسطوطالیس)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی.
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22054/wph.2025.81743.2264چکیده
درکتابالعلل که از اسناد محوری نوافلاطونیان است، دربارۀ امکان شناختپذیری و نیز سخن گفتن از علت نخستین در بابهای پنجم، هفدهم و بیستویکم بحث شده است. پرسش ایناست زبان دین در کتابالعلل چگونه است و چگونه مسئلۀ بیانپذیری و شناختپذیری علت نخستین تبیین میشود؟ در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به این یافتهها دست یافتیم که در کتابالعلل بطور مشخص از الهیات تنزیهی و سلبی سخن گفته میشود و الهیات سلبی مطرحشده در آن، هم درمعنای سلب و سکوت و هم در معنای الهیات سلبی تفضیلی است و معنای دوم غالبتر است و علاوهبر آن الهیات ایجابی درمعنای «آنالوژی استعاری» برای توصیف و بیان علت نخستین مطرح میشود؛ اما الهیات ایجابی نیز معنایی سلبی بهمعنای تفضیلی دارند؛ درنتیجه هردو راه سلبی و ایجابی به راه سلبی تفضیلی منجر میشود. علت نخستین، از حیث ذات و «آنچه او هست» با عقل، یا هر راه دیگری شناختناپذیر است؛ اما شناخت علت نخستین توسط علت دوم، یعنی عقل ممکن است؛ درنتیجه علت نخستین بیانپذیر و نیز شناختپذیر است؛ شناخت آن «لمّی» نیست، بلکه انّی از طریق مخلوقات است.