خاستگاهِ خیالین هنر و وظیفۀ آن در فلسفه متأخر هایدگر

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه تبریز

doi
10.22054/wph.2025.78766.2269
چکیده

این نوشتار می‌کوشد با ردیابیِ گام‌به‌گامِ اندیشه‌های هایدگر در باب هنر نشان دهد که هنر با خصلت نمایی خیالین خویش، چگونه می‌تواند در گام نخست ساحتی برای بنیان‌گذاری جهان و ابلاغِ وظیفۀ مقدر هر قوم و در گامی بعد، امکانِ آشکارگی امر مقدس را در خویش، مهیا سازد. بدین منظور، نخست با تفسیر هنر به‌مثابۀ امر خیالین، جایگاهِ این خصلت نمایی در انتقال اندیشۀ هایدگر از زمان به هنر، بررسی می‌شود؛ سپس با تأکید بر نقش هنر در برپایشِ جهانیتِ تاریخی و اهمیت آن در روشن کردنِ وظیفۀ هر جامعه در رقم زدن سرنوشت خود و همچنین با نشان‌دادنِ چگونگی ظهور امر مقدس در اشعار هولدرلین، خاستگاه اثر هنری به‌مثابۀ خیالینه (The imaginary) آشکار می‌شود؛ خاستگاهی که خود در خیالینگیِ (Imaginariness) هستی اگزیستانس ریشه دارد و با سیالیت‌بخشی به هستندگیِ هستنده، افق مواجهه با هستی را در نوسان ذاتِ چیزها گشوده می‌سازد و به‌این‌ترتیب یگانه طریقِ امکان‌پذیریِ تحقق هنر در تفکر هایدگر به شمار می‌آید.