حساسیت جمعیت های مختلف پسیل معمولی پسته، Agonoscena pistaciae (Hem.: Psyllidae)، به آفت کش های آمیتراز و ایمیداکلوپرید در استان کرمان

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رفسنجان

2 استاد پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

3 دانشیار پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

4 دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان

doi
10.22059/ijpps.2013.35634
چکیده

پسیل معمولی پسته،Agonoscena pistaciae Burckhardt & Lauterer ، یکی از مهمترین آفات پسته است که پوره­ها و حشرات کامل از شیره گیاهی تغذیه می­کنند و سبب کاهش رشد، ریزش جوانه­های گل و کاهش محصول می­شوند. توانایی تولید مثل بالا و طول دوره رشدی کوتاه استعداد مقاوم شدن این آفت را در برابر حشره­کش­ها بالا می­برد. در این پژوهش حساسیت جمعیت­های مختلف A. pistaciae به حشره­کش­های آمیتراز و ایمیداکلوپرید در شرایط آزمایشگاه مورد آزمون قرار گرفت. 9 جمعیت پسیل پسته از مناطق پسته­کاری رفسنجان، انار، بم، کرمان، شهربابک، سیرجان، پاریز، پاقلعه و هرات در استــان کـرمان جمع­آوری شدند و زیست­سنجی به روش غوطه­وری پوره­های سن 5 در محلول­های آفت­کش انجام شد. نتایج زیست­سنجی نشان داد که جمعیت­های مختلف پسیل پسته حساسیت متفاوتی نسبت به این آفت­کش­ها نشان می­دهند به­طوری که کمتـــرین و بیشتــرین LC50 برای آفت­کش­های آمیتراز و ایمیداکلوپرید به ترتیب در جمعیت­های بم (9/13 و 1/17 میلی­گرم در لیتر) و رفسنجان (5/310 و 3/46 میلی­گرم بر لیتر) بدست­ آمد. در بین جمعیت­های پسیل جمع­آوری شده از باغ­های پسته، بیشترین نسبت مقاومت برای آفت­کش­های آمیتراز (3/22 برابر) و ایمیداکلوپرید (7/2 برابر) مربوط به جمعیت رفسنجان بود. الگوی پراکنش باند گلوتاتیون اس­ترانسفراز در جمعیت­های مختلف با هم مقایسه شد و نتایج نشان داد که غلظت و تحرک الکتروفورزی باندها در جمعیت­های رفسنجان و بم (حساس) متفاوت است.