خاک‌خواری و بازتاب آن در متون کهن فارسی و عربی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/perlit.2024.58658.3577
چکیده

 خاک‌خواری، یعنی عادت به خوردنِ خاک وگِل و نظایر آن، سابقۀ طولانی در سراسر جهان دارد. این پدیده در متون کهن فارسی و عربی نیز به صورت‌های مختلف انعکاس یافته است و طیف‌های گوناگونی از مردم، اعمّ از زاهدان و صوفیان، خلفا و پادشاهان و دولتمردان، فُقرا، زنان، کودکان، دیوانگان و عموم مردم به آن گرایش داشته‌اند. در این پژوهش به بررسیِ بازتابِ خاک‌خواری در متون نظم ونثر فارسی و عربی پرداخته‌ایم. این پژوهش را به روش توصیفی- تحلیلی انجام داده‌ایم و با شناساییِ منابعِ گوناگونی که در آنها اشاره‌ای به خاک‌خواری شده است و استناد به آنها به بررسی و تحلیل موضوع پرداخته‌ایم.چنان‌که از شواهد متون کهن برمی‌آید، خاک‌خواری، گذشته‌از جُنون، غالباً به‌سببِ فقر، زُهد و ورع، التذاذ و اعتیاد، و یا ویارِ زنانِ باردار بوده است. رواجِ امثالِ گوناگون در میانِ اقوامِ ایرانی با مضمونِ خاک‌خواری نشانگرِ میزانِ شیوع و همچنین دشواریِ ترکِ این عادت بوده است. جُز زاهدانِ قرونِ نخستین اسلام که خاک‌خواری را نوعی زهد و ورع و پرهیز از امور دنیوی و تقیّد به حلال‌خواری و کم‌آزاری می‌پنداشته‌اند، شاعران و نویسندگان اغلب برخورد منفی با این پدیده داشته‌اند وآن را از عادت‌های ناپسند و بیمارگونه ‌شمرده‌اند و به خودداری از آن دعوت ‌کرده‌اند. در متونِ طبّی خاک‌خواری را نوعی بیماری و مرض شناخته‌اند و راهکارهایی برای درمان آن ارائه داده‌اند. در متون اخلاقی گِل‌خواری را از جملۀ اَمراضِ نفس شمرده‌اند و گاه در تمثیل، به ‌اعتیادِ گِل‌خواری اشاره کرده‌اند. در متونِ دینی نیز خاک‌خواری حرام شمرده ‌شده است.