ارزیابی الگوی کلونیزاسیون ریشه گندم در کنترل بیولوژیک بیماری پاخوره توسط سودوموناس¬های فلورسنت

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشیار گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشجوی کارشناسی ارشد،گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/ijpps.2013.35642
چکیده

سودموناس­های فلورسنت با تولید طیف وسیعی از آنتی­بیوتیک­های ضد­قارچی و قابلیت بالای کلونیزاسیون ریشه در زمان و مکان مناسب، به عنوان کارآمدترین عوامل بیوکنترل برای بیماری­های ریشه شناخته می­شوند. در این تحقیق الگوی کلونیزاسیون چهار استرین از Pseudomonas  fluorescens در زمان­های 5، 12 و 21 روز پس از کاشت بذور آغشته به استرین­­­هــا در گلدان­های 800 گرمـی حـاوی مخلــوطــی از خـاک باغبــانی و 8% اینوکولومGaeumannomyces graminis var. tritici (Ggt)  عامل بیماری پاخوره، بررسی و جمعیت باکتری­ها در سه ناحیه بالائی، میانی و انتهایی ریشه­ی گیاه گندم بر اساس شمارشcolony forming unit (cfu)  تعیین شد و رابطه آماری الگوی کلونیزاسیون ریشه با ایندکس بیماری پاخوره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که جمعیت باکتری­ها در زمان­ها و نواحی مختلف ریشه متفاوت است. در اولین زمان نمونه­­برداری جمعیت باکتری در ناحیه بالایی و میانی ریشه بالاتر بود، در حالی که در سومین زمان جمعیت باکتری­ در نواحی بالایی و میانی کاهش و در ناحیه انتهایی ریشه افزایش یافت. رابطه بین الگوی کلونیزاسیون و شاخص بیماری نشان داد جمعیت باکتری به طور معنی­داری روی کاهش شدت بیماری اثر دارد و بیشترین تاثیر جمعیت باکتری در کاهش شدت بیماری برای نوک ریشه مشاهده شد ( 99.60r2= ). به این ترتیب می­توان نتیجه گرفت که قابلیت کلونیزاسیون بهتر و موثرتر انتهای ریشه بوسیله چهار جدایه مورد استفاده ارتباط نزدیکی با توانایی آنها در کنترل بیماری پاخوره دارد و این امر نقش کلیدی در کنترل موفق بیماری به وسیله جدایه­ها ایفا می­کند.