خوانش نقاشی‌های مسعود عربشاهی از منظرآراء دریدا با تمرکز بر مفهوم پارارگون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

3 استادیار، گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2024.73626.2152
چکیده

دریدا مقدمات نقد هر اثر را درون همان اثر بازمی‌یابد. او ایده‌هایی مانند حقیقت یا هویت را مختل می‌کند و در مقابل بر غیاب معنا تأکید می‌کند. مسئله مهم در حیطه زیباشناسی دریدا، موضوع پارارگون به معنای پیرامون کار است که موجب شکل‌گیری اثر هنری است و علی‌رغم بی‌مکان بودن جایی بین درون و بیرون کار قرار دارد. در نگاه نخست، پارارگون از تفسیر، قاب، امضاء و ... شکل گرفته است. در این پژوهش سعی بر این است که با انتخاب برخی از آثار عربشاهی به این پرسش بپردازیم که تحلیل موضوع پارارگون دریدا در حیطه نقاشی‌های عربشاهی به چه شیوه‌ای است؟ یک فرضیه این است که درون آثار عربشاهی نمادها و نقش‌مایه‌ها و بیرون آثارش منابع الهام و زمینه‌های تاریخی و فرهنگی می‌باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، پارارگون دریدا را توصیف و آثار عربشاهی را به‌صورت تصادفی انتخاب و تحلیل می‌کند و با تکیه بر داده‌های منابع کتابخانه‌ای نگاشته شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش، با توجه به نظریه دریدا درباره پارارگون زمینه تفسیرهای متعدد، متضاد یا مخالف با هدف هنرمند و یا آثار باستانی، همچنین نقاشی‌های مقدماتی خود هنرمند و برخی عناصر موجود در تابلو به مثابه پارارگون و آثار نهایی در جایگاه اِرگون می‌باشند.