دیالکتیک هنر و طبیعت: تجربه‌ی زیبایی‌شناختی نزد آدورنو

نویسندگان

1 پژوهش هنر، دانشگاه هنر تهران

2 استادیار گروه فلسفه‌ی هنر، دانشکده‌ی علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر تهران، ایران.

doi
10.22054/wph.2024.79431.2241
چکیده

بنا بر نظریه‌ی زیبایی‌شناختی آدورنو، تجربه‌ی زیبایی‌شناختی تجربه‌ی منحصر‌به‌فرد و متفاوتی است که، بر خلاف تجربه‌ی مسلط درون کلیت اجتماعی، مبتنی بر سلطه نیست و سوژه به‌طور ابزاری با ابژه مرتبط نمی‌شود بلکه در آن جذب یا با آن ادغام می‌شود. آدورنو نخستین کسی نیست که تجربه‌ی زیبایی‌شناختی را این‌گونه توصیف می‌کند. با این‌حال، آنچه در اندیشه‌ی او جدید است این است که این قابلیتِ جذب‌شدگی و گشودگی در برابر ابژه را همچون یک حالت یا رفتار اصیلِ سرکوب‌شده در رابطه‌ی سوژه با طبیعت توضیح می‌دهد و این‌گونه آن را بدل به مقوله‌ای انتقادی می‌کند. هدف این مقاله آن است که با توضیح و مستدل‌ساختن این ایده‌ی محوری نشان دهد که چگونه آدورنو از طریق صورت‌بندی رابطه‌ای دیالکتیکی میان هنر و طبیعت موفق می‌شود به‌نحوی خاص فرمالیسم زیبایی‌شناختی را به نقد اجتماعی و تاریخی پیوند ‌زند و در عین حفظِ ایده‌ی خودآیینی، تجربه‌ی زیبایی‌شناختی را از چیزی هم‌پایه‌ی بازی یا سرگرمی بدل به تجربه‌ای خطیر و انتقادی سازد.

کلیدواژه‌ها