استدلال از اینهمانی شخصی بر تجرد نفس و دوگانهانگاری
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/wph.2024.78233.2223چکیده
یکی از استدلالهای فیلسوفان مسلمان برای اثبات نفس مجرد، استدلال از اینهمانی شخصی است. فیلسوفان مسلمان باور دارند بدن، وبه طور کلی هیچ امر مادی، نمیتواند ملاک اینهمانی شخصی باشد، زیرا تغییر میکند. پس باید در ما نفس مجردی وجود داشته باشد که ملاک اینهمانی شخصی باشد. اما این استدلال کامل نیست، زیرا صرف اینکه امری تغییر کند مانع از این نیست که ملاک اینهمانی باشد. در حکمت متعالیه، از سویی، نفس حرکت جوهری دارد و تغییر میکند و در عین حال ملاک اینهمانی شخصی دانسته میشود، و از سوی دیگر، بدن زنده، با اینکه تغییر می کند دارای وحدتی است که بر اساس آن می تواند ملاک این همانی شخصی باشد. برای تکمیل این استدلال، باید نشان داد که هیچ امری غیر از نفس مجرد نمی تواند ملاک این همانی شخصی باشد. برای این کار می توان نظریات اینهمانی شخصی را به نظریات مرکب و ساده تقسیم کرد و با رد نظریات مرکب، نظریه ساده را نتیجه گرفت. نظریات مرکب ملاک اینهمانی شخصی را همان دلایل و شواهد اینهمانی میدانند، یعنی استمرار بدن، خاطرات یا مجموع بدن و خاطرات. با رد نظریات مرکب، تنها گزینه برای اینهمانی شخصی نظریه ساده است. نظریه سادهْ شخص و ملاک اینهمانی شخصی را امری واحد می داند که موجودی است با وجودی متمایز از بدن و خاطرات و تجربههای آن موجود. این موجود نفس مجرد است. این مقاله با نشان دادن اشکالات نظریات مرکب و رد آنها درصدد اثبات نظریه ساده و تکمیل استدلال از اینهمانی شخصی بر نفس مجرد است.