بررسی تطبیقی کاربست اصل استصحاب در موضوعات مستحدثه در فقه مذاهب اسلامی و تطور تار یخی آن
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری دانشکده الاهیات ، رشته فقه و اصول دانشگاه قم
doi
10.22091/rcjl.2023.8689.1006چکیده
استصحاب یکی از مسائل پرکاربردِ اصولفقه است و فقیه، در استنباط حکم مسائل مستحدثه، پس از یأس از یافتن حکم شرعی در ادلهی اربعه، آن را مستند حکمِ شرعی خود قرارمیدهد. بررسیِ تاریخیِ نحوهی شکلگیری «استصحاب» بین مذاهب اسلامی براساس منابع دست اولِ اصولیان شیعه و سنی، نشانگر میزان مشارکت و اثرگذاری ایشان در شکلگیری و تطور این اصل، به عنوان بخش مهمی از علم اصولفقه است. رهاورد این پژوهش که با روش گردآوری دادههای کتابخانهای ساماندهی شدهاست، این است که اولین کاربست اصل استصحاب در موضوعات مستحدثه در جوامع علمی اهلسنت شکل گرفتهاست؛ اما علیرغم ورود زود هنگام، در ادامه مسیرِ علمیِ خود، دچار رکود شدند. درمقابل، نمودار مواجهه اصولیان شیعی با کاربست استصحاب، یک نمودار صعودی است که در آغاز به اتخاذِ اصل استصحاب از اهلسنت میپردازد، در میانه راه آن را براساس اصول مذهب خود اصلاح نموده و در ادامه، تعاریف و عملکردهای فقهیِ پرکاربردی برای آن وضع میکند و این حرکت تاکنون استمرار دارد.