امر نااین‌همان در فلسفة آدورنو

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تهران ایران

2 استاد فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/wph.2024.79717.2245
چکیده

تئودور آدورنو با نقد فلسفة این‌همانی، خواهان معطوف ساختنِ اندیشه به امر نااین‌همان است. به باور آدورنو، فلاسفه از پارمنیدس تا دست‌کم هگل، در صدد رفع تناقضات یعنی سازگاری و وحدتِ اندیشه با وجود برآمده‌اند. اما او باتکیه‌بر اصل تناقض می‌کوشد تا در برابر این‌همان‌سازیِ فکر با ابژه پایداری کند. به باور او، دعویِ به چنگ‌آوریِ تمامیتِ امر واقع به‌واسطة مفاهیم، توهمی بیش نیست چرا که ابژه‌ها اموری غیرِ ‌مفهومی‌اند و همچنین خصلت کلی‎سازی مفهوم، از درک جزئیتِ ابژه‌ها باز‌می‌ماند. شیءوارگی که با ظهورِ سرمایه‌داری متأخر در جهان حاکم شده است؛ اندیشه را به رنگ قواعد و مناسبات کالایی درآورده و منجر به این‌همان‌سازی تجربه شده است. آدورنو در راستایِ نجاتِ ذهنیت شیءواره، تلاش می‌کند تا با بازسازی مناسباتِ سوژه ـ ابژه در ایدة وساطت، ابژه‌ها را از سلطة سوژه رهانده و آنها را در نااین‌همانی‌شان بازیابد. بدین نظر، منظومه‌ای از مفاهیم که خصلتی تاریخی دارند، به گرد یک ابژه جمع می‌شوند و همچنان که سعی در توضیح و فهم تام و تمام ابژه دارند؛ با این حال چنین فهمی را انتهایی نخواهد بود.

کلیدواژه‌ها