نقد استدلال انباشتی داوکینز بر الحاد، و بیان مقتضای آن نسبت به خداباوری

نویسندگان

1 طلبه سطح 4 حوزه علمیه، و دانشجوی دکتری دانشگاه تهران

2 عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

doi
10.22054/wph.2024.78699.2229
چکیده

داروین با طرح نظریه «تکامل انواع»، تبیین سازوکار پیدایش در انواع موجودات را در ذهن می‌پروراند. او به‌عنوان یک زیست‌شناس، به‌دنبال استنتاجات فلسفی از تکامل نبود، اما دیدگاه وی بعدها پایه‌ای برای تفسیر الحادی برخی چون داوکینز از آفرینش واقع شد. داوکینز اَشکال پیچیده حیات را محصول حرکت طولیِ میلیون‌ها رشد و تکامل کوچک و نامحتمل می‌انگارد که طی فرآیندی انباشتی، جهان طبیعی و حیات را شکل داده‌اند؛ در نگاه او «انتخاب طبیعی» به‌تنهایی و بدون فرض مبدئی هوشمند، می‌تواند تکامل طبیعت را تبیین نماید. این در حالی است که طرفداران نظریه ‌«طراحی هوشمند» با مدل‌سازی‌های مختلف خبر از ناچیزبودن خیره‌کننده احتمال ایجاد تصادفی حیات و اطلاعات ژنتیکی توسط مکانیسم داروینی، و حتی محال‌بودن آن می‌دهند.این جستار با روش تحلیل مفهومی، گزاره‌ای و سیستمی روشن می‌سازد که استدلال انباشتی داوکینز، اولاً بر مجموعه‌ای از مغالطات منطقی و فلسفی مبتنی است؛ او از تبیین چگونگی شکل‌گیری نظم طبیعی، انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی، منطقا راه به‌جایی نخواهد برد. ثانیاً استدلال انباشتی به‌وسیله تراکم ظنون، نه فرضیه داوکینز که مدعای خداباوران را اثبات می‌نماید.