واکاوی تحول معنایی نمادین سیمرغ درادب فارسی

نویسندگان

1 ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/perlit.2022.46383.3101
چکیده

نمادها تصویرهایی قدرتمند هستند که انبوهی از مفاهیم و اساطیر فرهنگی را در قالب یک خوشۀ معنایی صورت‌بندی می‌کنند. این خوشه‌های معنایی طی فرایندهای خلاق ادبی تولید می‌شوند و بخشی از حافظۀ فرهنگی ما را تشکیل می‌دهند. یکی از این نمادها که در متون ایرانی قبل از اسلام تولید شده و در حافظۀ فرهنگی جامعۀ پس از اسلام باقی مانده و در صورت‌بندی‌های جدیدی در سنت شعری و عرفانی فارسی استمرار یافته، سیمرغ است. این صورت‌بندی‌های متعدد نشان می‌دهد که سیمرغ در فرهنگ ایرانی به یک دال مرکزی تبدیل شده و بازخوانی بینامتنی کدهای رمزگذاری شده در آن می‌تواند تفکر اسطوره‌ای و سنت فکری رمزآلود انسان ایرانی در سده‌های گذشته را برای نسل جدید فهم‌پذیر کند. با عنایت به این موضوع، مقالۀ حاضر با تکنیک قرائت تنگاتنگ و با تکیه بر شواهد متنی موجود در پیکرۀ ادبیات پیشااسلام و پسااسلام می‌کوشد ضمن تاکید بر سمبلیسم غنی این پرنده، سیر تطور معنایی آن را در دوره‌های مختلف تاریخی تا قرن هفتم واکاوی کند و چرایی و چگونگی این چرخش‌های معنایی را به یک مسئله تبدیل کند. بر این اساس، مقالۀ حاضر تلاش می‌کند به این سؤال پاسخ دهد که سیمرغ در پیکرۀ متون ادبی پسااسلام چه تفاوتی با متون پیش از اسلام دارد و در صورت‌بندی‌های متعدد آن چه نوع دست‌کاری‌های خلاقانه‌ای در صورت و محتوای آن رخ داده است؟