همزیستی ادب غنایی و تعلیمی در آینه تحلیل بینامتنی آثار نظامی و قابوسنامه بر اساس نظریه ژرار زنت
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران(نویسنده مسؤول)
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22034/perlit.2023.55507.3453چکیده
تحلیل روابط بینامتنی متونِ ادبیِ ژانرهای مختلف، یکی از راهکارهای عملی بررسی آمیختگی یا «همزیستی» انواع ادبی است. قابوسنامه و آثار نظامی به عنوان متونی کانونی در ادب فارسی، نقش رسانهای در دادوستد فرهنگی، ادبی و تمدّنی ایران داشتهاند. تأثیرپذیریِ نظامی از قابوسنامه با شواهد چشمگیر بینامتنی قابل اثبات است. از نشانههای مهم این تأثیرپذیری، رسوخِ اندیشگانی و زبانیِ قابوسنامه در آثار اوست. بررسی آثار نظامی و قابوسنامه، اهمیّت تعاملات بینامتنی را در همزیستی انواع ادبی نشان میدهد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی، بینامتنیّت قابوسنامه و آثار نظامی را با ارائة شواهد، بررسی-کرده، به این نتیجه رسیدهاست که تعاملات بینامتنی، آشکارا نشاندهندة دادوستد انواعِ مختلف ادبی است. عنصرالمعالی و نظامی هر دو به همزیستی انواع ادبی اشراف داشته، از این طریق گفتگویی بین انواع و آثار ادبی برقرارکردهاند. در قابوسنامه علاوه بر اختصاص بابهایی به غنا و حماسه، در مطاویِ مطالب تعلیمی نیز عناصر غنایی و حماسی بهکار رفتهاست. نظامی نیز به فراخورِ بافتِ متنی و موقعیّتی آثارِ غیرتعلیمی خود، از عناصر تعلیمی به عنوان اجزائی جداییناپذیر، استفادهکردهاست که از نمونههای بارز آن درج «اندرزنامه» در آثار غنایی و حماسی خود، بویژه در ادامة «ساقینامه»هاست. فراوانی بینامتنیّتِ ضمنی(تلمیح و اشاره) و صریح(عقد) نشانگر نبوغ و خلاقیّت نظامی در استفاده از میراث منثورّ پیش از خود بویژه قابوسنامه است. وی به این میراثِ گرانقدر جامة وزن، قافیه وتصاویر ادبی پوشانده، تا به آثار خود غنای محتوایی، اتّساع معنایی، انسجام متنی و جذّابیّت هنری بخشد.