آبشخورهای تعلیمی قابوسنامه در آراء حکمای یونان باستان بر اساس نظریّة بینامتنیّت ژرار ژنت
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
doi
10.22054/wph.2024.76481.2200چکیده
یکی از راههای علمی بررسی تعاملات ادبی و فرهنگی ملل، بررسی میزان و نحوة حضور بینامتنی عناصر زبانی، فرهنگی و اندیشگانی آنها در متون ادبی یکدیگر است. مطالعة بینامتنی متون ادبی ایران و یونان باستان میتواند میزان و نحوة دادوستد ادبی، فکری و فرهنگی آنها را بهخوبی نشان دهد. از مهمترین جلوههای مراودات فرهنگی ایران و یونان، تجلّی آراء تربیتی، اخلاقی و اجتماعی حکمای یونان باستان در قابوسنامه است. این مقاله به روش توصیفی-تطبیقی تعاملات بینامتنی قابوسنامه را با استناد به شواهد متعدد و متنوّع، بر اساس نظریّة ژرار ژنت تحلیل کرده، به این نتایج دستیافتهاست که کثرتِ موضوعات اخلاقی و اجتماعی مأخوذ از حکمای یونان باستان در قابوسنامه، گویای اهمیّت اخلاق در سعادت فردی و اجتماعی حکمای یونان باستان و توجّه ادبای ایران به این سرزمین بهعنوان یکی از خاستگاههای مهم دموکراسی جهان است. توجّه بارز عنصرالمعالی به حکمت افلاطون ناشی از تفکّر آرمانشهری وی در تألیف قابوسنامه تحت تأثیر آموزههای یونان باستان و معارف تمدّنهای گوناگون بشر است. بسامد بالای بینامتنیّت ضمنی، بهویژه ترجمة هنری و تلمیح، متناسب با حیثیت ادبی والای قابوسنامه و فراوانی بینامتنیّت صریح، بهویژه نقلقول و ارسالالمثل، نشان امانتداری، اندوختة فراوان حکمی و حافظة قوی عنصرالمعالی و استناد آشکار وی به حکمای یونان برای اقناع و ترغیب مخاطب است.