تحلیل و بررسی مفهوم «گزارههای لولایی» در نظام معرفتیِ ویتگنشتاین ( با تکیه بر کتاب «در باب یقین»)
نویسندگان
1 مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی
2 دانشگاه قم
3 استاد گروه اخلاق الهیات و معارف اسلامی دانشگاه قم
doi
10.22054/wph.2024.75844.2188چکیده
ویتگنشتاین در تاملات خویش در باب یقین و تحلیلهای معرفت شناسانهاش، سخن از گزارههایی به میان میآورد که آنها را «گزارههای لولایی» مینامد. این گزارهها چه نقشی در نظام معرفتی ویتگنشتاین دارند؟ چه ویژگی هایی دارند و چند گونه اند؟ تفاوت و یا شباهت آنها با دیگر گزارههای قطعی مانند گزارههای ریاضی در چیست؟ موارد یاد شده پارهای از پرسش هایی است که در این نوشتار بدانها می پردازیم. به باور ویتگنشتاین زمانی که به این گزارهها می رسیم، شک معنای خود را از دست میدهد. این گزارهها همچون لولاهایی هستند که باورهای ما گرد آن میچرخند. گزارههای لولایی معرفت بخش نیستند اما زیربنای معرفت را می سازند. آنها از سنخ گزارههای معمولی نیستند چراکه ویژگی هایی مانند دانستنی بودن، موجه یا ناموجه بودن، درست یا نادرست بودن را بر نمیتابند. این گزاره ها خود معیار صدق و کذب اند. در این مقاله پس از روشن ساختن مفهوم گزارههای لولایی، به برشمردن انواع مختلف آنها و بررسی ادعاهای ویتگنشتاین در باب گزاره ها خواهیم پرداخت. همچنین سعی در نشان دادن منظور ویتگنشتاین از طرح چنین گزارههایی داشته و در نهایت نیز تلاش میکنیم دیدگاه او را با عیار نقد بسنجیم.