زمانآگاهی بیدل دهلوی از منظر نقد مضمونی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه گیلان. رشت. گیلان
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان. رشت. گیلان.
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22034/perlit.2023.54457.3424چکیده
زمان در نقد مضمونی یکی از موضوعات اساسی است و از میان منتقدان این حوزه، ژرژ پوله بیش از همه به مؤلفههای زمان و مکان توجه دارد. محور اساسی نقد پوله کاوش و بررسی چگونگی ارتباط با دنیای بیرونی است که با تأکید بر مؤلفههای زمان و مکان صورت میگیرد. تأکید بیدل دهلوی به «زمان» و «صیرورت» و ابعاد معرفتشناسی آن چه در مثنویها و چه در غزلیات از مؤلفههای اصلی اندیشهی اوست. بیدل در غزلیاتِ خود از طریق نمادها، تصاویر و استعارات، فضایی سوررئالیستی خلق میکند و برداشت متفاوت خود از زمان را که مطابق با جهانبینیِ عرفانی اوست ارائه میدهد. این پژوهش در پی آن است که ضمن ترسیم همبستههای مفهومی زمان و شبکه تصویری آن، مبانی فلسفی و عرفانی تلقی بیدل از زمان یعنی اندیشه وحدت وجود و حکمت هندی را نشان دهد. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مفاهیم و تصاویر مرتبط با مقوله زمان در غزلیات بیدل دهلوی میپردازد و با رویکرد نقد مضمونی بر محوریت آرای پوله، ادراک بیدل از زمان حال، گذشته و آینده را در آیینهی تصاویر تکرارشونده بررسی میکند. دستآورد این تحقیق، این است که بیدل بنا به آموزههای حِکمی ِهندی و عرفان اسلامی به مراقبه و مکاشفه و تأمل و شهود بسیار بها میدهد و بسامد بالایِ واژگانی همچون «لحظه، لمحه، دَم و آن»، و دیگر ترکیباتِ مشابه مانند «چشم بر هم زدن»، «طَرفه العین» و «کاغذِ آتش رسیده»، «برق و شرر»، «برگ کاه در مقابلِ آتش، گردش چشم، آهوی رمیده.....» نشان از توجه بیدل به مقوله زمان است.