رویکرد فمنیسم فوکویی: نگاهی به داستان «عروسک پشت پردۀ» صادق هدایت
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 گروه فلسفه هنر، دانشکده حقوق،الهیات وعلوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22034/perlit.2023.53504.3387چکیده
برخی از نظریهپردازان فمنیسم بر این باورند که در تحلیل فوکو از مفهوم قدرت، مسئلۀ انقیاد یا غلبۀ جنسیتی به وضوع تبیین نشدهاست. از این رو، آنان به واسطۀ تلفیق مؤلفههای فوکویی قدرت با مفاهیم فمنیسم، رویکرد فمنیسم فوکویی را ابداع نمودهاند تا به مسئلۀ سلطه در روابط جنسیتی پاسخ قانع کننده-ای دهند. آنها معتقدند که جنسیت، مسئلهای ذاتی و بیولوژیکی نیست؛ بلکه توسط صاحبان قدرت یک جامعه، تولید و به سوژهها القاء میگردد. به همین دلیل سوژهها پس از پذیرش ایدهالهای زنانگی ساخته شده به عنوان گفتمانهای حقیقی، به طور داوطلبانه به خود-انضباطی میپردازند که همان اطاعت از نظام مردسالاری است. از این رو، فمنیستها میکوشند تا علیه هنجارهای زنانگی نهادینه شده مقاومت کنند و به زنان آزادی بخشند. پژوهش حاضر با هدف شناساندن مبانی این رویکرد به علاقمندان حوزۀ نقد ادبی و آشنا ساختن آنان با نظریهپردازان موجهای مختلف آن، میکوشد تا آگاهی مخاطبان را نسبت به نوینسازی قدرت مردسالار دو چندان سازد. همچنین نشان میدهد که چگونه صادق هدایت در داستان «عروسک پشت پرده»، با توصیف شیفتگی شخصیت اصلی داستان نسبت به زنِ مجسمه، بهطورضمنی ویژگیهای زن ایدهال جامعۀ نوین مردسالار را ترسیم کرده است. بهعلاوه بیان میکند وجود شخصیت دختری به نام درخشنده در این داستان حاکی از آن است که زنان جامعه به دنبال کشف گفتمانهای جنسیتی تولید شده هستند تا بتوانند با اِعمال قدرت انضباطی بر خود و محصور کردن خودشان در دستگاه سراسربین و با اعمال تکنیکهای القاء شده توسط نظام مردسالار برخود توجه مردان را جلب نمایند.