بررسی پژوهش سملوایز با رویکرد استنتاج بهترینتبیین لیپتون و استنتاجهولمزی بِرد
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی
2 گروه فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22054/wph.2024.76667.2203چکیده
روش پژوهشی سملوایز در شناسایی علت ابتلا مادران به بیماری تب نفاس، برای چندین دهه مورد توجه فیلسوفان علم قرار گرفته است. برخی از معقولیت روش سملوایز برای مقایسهی روش شناسی علمی، و برخی از این پژوهش برای توصیف و ارزیابی استنتاج علمی استفاده کردهاند. بااینحال، برغم توجه ویژه به پژوهش سملوایز، هنوز اتفاق نظری برای توصیف روششناسی وی وجود ندارد. در این مقاله پس از معرفی پژوهش سملوایز به این سوال چالشبرانگیز پرداختیم که آیا توصیف استنتاج از طریق بهترین تبیین لیپتون و استنتاج هولمزی بِرد در بازسازی معقول مراحل پژوهش سملوایز از کفایت لازم برخوردار است؟ آیا روش استنتاجی سملوایز در یافتن بهترین تبیین برای علت بیماری تب نفاس، با توصیف لیپتون و بِرد مطابقت دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشان داد، که توصیف لیپتون و بِرد در بازسازی معقول مراحل پژوهش سملوایز از کفایت لازم برخوردار نیست. زیرا توصیف آنها از مراحل پژوهش سملوایز با مستندات تاریخی سازگار نیست. بااینحال، باتوجه به رویکرد شاپباخ، استدلال کردیم که ناکارآمدی یک نمونه موردی، نشان از ناموجه بودن صورت یک استنتاج بطورکلی نخواهد بود. ازاینرو، نتیجه گرفتیم که برغم علاقهی لیپتون و بِرد، پژوهش سملوایز نمونهی تاریخی خوبی برای توجیه استنتاج از طریق بهترین تبیین و استنتاج هولمزی نخواهد بود، و در حقیقت مورد سملوایز بدترین نمونه برای بهترین توجیه از آن است.