موقوفالمعانی ، نقد و تحلیل یکی از صنایع مهم و مبهم ادبی
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/perlit.2023.51458.3315چکیده
موقوفالمعانی یکی از آرایههای ادبی است که هنوز به درستی مورد بررسی قرار نگرفته است. وسعت دامنه و نقشی که به عنوان هنرسازه در ساخت چند قالب و گونه ادبی دارد و نیز کارکردش در تعلیق سخن آن را به تعدادی از صنایع و انواع ادبی پیوند میزند. در این میان برخیشان مانند «تضمین» و «مُدرج» و «زشت و زیبا» زیرقسمهای موقوفالمعانی به حساب میآید و برخی هم مانند «استدراک» و متفرّعاتش با موقوفالمعانی در تعدادی ویژگیهای مهم همپوشانی دارد، که ما از آن با عنوان آرایههای همسنگ یاد میکنیم. نظر به این که موقوف در ادب پارسی مانند بسیاری از آرایههای ادبی، سابقه استعمال در ادب عربی دارد و بسیار هم متأثر از دیدگاه بلاغیّون ادب عربی است، در پژوهش حاضر پیش از بررسی آرای بلاغی ادیبان فارسی، به تتبع در منابع بلاغی عربی هم پرداخته شده است. با این توضیح که موقوف المعانی در غالب منابع کهن عربی با عنوان «تضمین» شناخته میشده و جزو عیوب قافیه مورد بررسی قرار میگرفته است؛ در حالی که بخشی از آن در غالب کتابهای بلاغی فارسی عیب نبوده و حتی جزو محسّنات شعر به شمار میآمده است. این تحقیق به دنبال تعریف و ماهیتسنجی دقیقتری از این صنعت بلاغی است.