ضرورت و تصادف در رسالهی دکتری مارکس
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه عصر جدید، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/wph.2024.75760.2186چکیده
مطابق تفسیر مارکس در رسالهی دکتریاش، در دستگاه دموکریتی، اتمها در خلأ طبقِ ضرورتی کور حرکت میکنند. اطلاق لفظ تصادفی بهنظام دموکریتی دلالت بر حرکتِ پیشبینیناپذیر یا بدونِ علتِ اتمها ندارد؛ بلکه حاکی از عدم وجود طرح و نقشهی پیشین یا غایتی مشخص در خلقِ جهانهاست. گویی که اتمها به سمت و سویی میروند که انتهای مسیر آن، خلقِ عوالم است. اپیکور برخلاف دموکریتْ قائل به وجود ضرورتی تخطیناپذیر در حرکات اتمها نیست و انحراف اتم از خطِ مستقیم را بهعنوان سنخی حرکت تصادفی وارد نظام اتمیستیاش میکند. با انحراف بهمثابه حرکتی تصادفی است که اساساً خلق جهانها آغاز میشود. پس پایهی خلقِ جهانها، تصادف {یا بخت} است. اپیکور هم قائل به حرکتِ تصادفی اتمهاست، هم در روند خلق جهانها هیچ طرح و نقشهی پیشینیای را مفروض نمیگیرد. تصادف اپیکوری، هم حاکی از نفیِ غایت است و هم حاکی از حرکاتِ تصادفی اتمها در انحراف از خطِ مستقیم.