بررسی و تحلیل دیدگاه های صهبایی در حوزه نقد ادبی، با تأکید بر شرح سه نثر ظهوری
نویسندگان
1 دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه تبریز، ایران.
doi
10.22034/perlit.2022.47625.3156چکیده
نقد آثار برجسته در همۀ ادوار از بدو ظهور آن اثر امری رایج و شایع بوده است و اهمیّت پژوهش در این زمینه کمتر از ارزش آثار خلق شده نیست. در قرن دوازدهم هجری امامبخش صهبایی از جمله منتقدانی است که میراثدار نظریههای ادبی ادیبانی چون مُنیر لاهوری، آزاد بلگرامی و سراجالدین علیخان آرزو است که باعث شکلگیری این شاخۀ ادبی در شبه قاره شد. رسالۀ "شرح سهنثر ظهوری" از جمله آثاری است که میتوان آن را تبلور اندیشههای جدید صهبایی دانست که در نتیجۀ تحلیل و نقد عناصر زبانی و بلاغی رسالۀ مزبور به دست آمده است. امتیاز دیدگاههای صهبایی، در حوزۀ نقد ادبی در عین تازگى، علمى و منسجم بودن آن است. مظاهر عدول از مقتضای ظاهر(وضع مُظهر در موضع مُضمر)، استعمال واژه موقوف بر سماع یا قیاس، شعر دو لَخت(مطلع دو لختی)، طَرفِ وقوع(استعارۀ ایهامی کنایی)، مناسبات الفاظ در کلام، اطلاق و حَملِ الفاظ تازگی و بیسابقه بودن دیدگاه او را به وضوح نشان میدهد. بسیاری از اصطلاحات موجود در آثار او صورت اولیّه تعبیراتی است که امروز در مکاتب نقد ادبی جدید در دنیا مطرح میشود؛ مثلاً او "کلمهبندی" را تقریباً به مفهوم texture یا همان "بافت" و "استخوانبندی" را به معنی structure یا "ساختار"به کار میبرد. اصطلاح استعارۀ ایهامی کنایی(طَرف وقوع) بعد از خانِ آرزو، ظاهراً فقط در آثار صهبایی آمده است. صهبایی ارزش استعاره در آفرینشهای ادبی را منوط به پیچیدگی و دیریابی و کاربرد آن در آثار فحول ادبی میداند. این مقاله با رویکرد تحلیلی- توصیفی میکوشد