واکاوی گفتمان ادبی شعر نو فارسی و کُردی در دو شعر از شاملو و شیرکو بیکس
نویسندگان
1 زبان و ادبیات کُردی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کُردستان، سنندج، ایران. عضو هیأت علمی پژوهشکده کردستانشناسی،
doi
10.22034/perlit.2023.51116.3306چکیده
جدال بین شاعران نوگرا و طرفداران شعر سنتی مسألهای است که در بررسی تاریخی و فرهنگیِ جریان شکلگیری شعر نو همواره مورد توجّه محققان بوده است. بحثهایی که هر کدام از این دو جناح دربارۀ شعر و ملازمات آن مطرح میکردند، بر اساس نقد گفتارها و دیدگاههای طرف مقابل شکل میگرفت؛ بنابراین با تحلیل گفتارهای هریک از این دو گروه میتوان مفاهیم و دیدگاههای گروه مقابل را درک کرد. مسألۀ جدال نوگرایان و سنّتگرایان در باب شعر نه تنها در محافل ادبی و نشریات مطرح بود، بلکه موضوع شعر شاعران نوپرداز نیز قرار گرفت. طرح ذهنی شاعر در این گونه شعرها بر پایۀ تقابل ماهیّت شعر نو با شعر کلاسیک بنیان نهاده شده است که با تحلیل آنها میتوان هم به گفتمان شعری نوگرایان پی برد و هم به طور ضمنی دیدگاه سنّتگرایان را دریافت. موضوعِ «شعری که زندگی است» از شاملو و شعرِ «هۆنراوهکانم» از شیرکو بیکس، شاعر نوگرای کُرد، برگرفته از همین مباحثات مربوط به ماهیّت شعر نو و تفاوت آن با شعر کلاسیک است که در این جستار به روش تحلیلی و بر اساس گفتمان ادبی واکاوی میشوند تا مفاهیم و بنیانهای مشترک گفتمان شعر نو در هر دو ادبیات فارسی و کُردی نشان داده شود. برآیند پژوهش نشان میدهد که گفتمان ادبی موجود در این دو شعر موضوعمحور و کارکردمحور است و هر دو شاعر بیشتر از منظر کارکرد انگیزشی و آگاهیبخشی، به تبیین ماهیّت شعر نو و نقد شعر کلاسیک پرداختهاند.