ارزیابی مجدد از دیدگاه میلتون فریدمن در رابطه با مفهوم ابزارگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه اقتصاد اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/wph.2024.77264.2213چکیده
تأثیرات مفاهیم فلسفی را در ساحتهای مختلفی از علوم میتوان مشاهده کرد. یکی از حوزههای تأثیرگذاری فلسفه بر علم اقتصاد، حول مفاهیم متدلوژیکی و معرفتشناسی بوده است. به نظر میرسد که اقتصاددان برجستهی قرن بیستم نیز، از این تأثیرپذیری بینصیب نبودهاند. یکی از مفاهیم فلسفی مؤثر بر روششناسی فریدمن، مفهوم ابزارگرایی بوده است. این مفهوم، از مباحث چالشی و مهمی است که در مقالهی اقتصاد اثباتی فریدمن[1] موردتوجه قرار گرفته است. بهکارگیری این لفظ و مفهوم در مورد مقالهی فریدمن، امری بحثبرانگیز بوده و موجب پیدایش بحثهای چالشی در این رابطه شده است. در این مقاله درستی انتساب این لفظ در مورد روششناسی فریدمن مورد مداقه قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عناصری از ابزارگرایی در مقالهی فریدمن وجود داشته است و وجود همین عناصر از ابزارگرایی در مقالهی فریدمن سبب شده است که بسیاری، این لفظ را در مورد روششناسی فریدمن بکار ببرند. علیرغم وجود برخی اشتراکات در این بین، ابزارگرایی فریدمن با ابزارگرایی فلسفی مصطلح، تفاوتهای معناداری هم دارد. ابزارگرایی فلسفی به معنای رویکردی فلسفی است که در برابر جریان رئالیسم مطرح شده است ولی ابزارگرایی فریدمن به شکل مبنایی با رئالیسم تقابل ندارد و بیشتر در حوزهی متدلوژیکی متوقف شده است. اگر منظور از ابزارگرایی، بهرهبرداری فریدمن از نظریات بهمنظور ابزاری برای رسیدن به هدف پیشبینی باشد، فریدمن را میتوان یک ابزارگرا توصیف کرد؛ ولی اگر این لفظ را به معنای مصطلح فلسفی آن بکار ببریم، فریدمن با این نوع از ابزارگرایی فاصلهی معناداری دارد. توجه به این تمایز ظریف دراینباره میتواند از بسیاری از سوء تفاهمات نسبت به روششناسی فریدمن جلوگیری کند.