ارسطو و نظریۀ عدمیانگاری شر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفة دین، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار فلسفة دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/wph.2024.75980.2194چکیده
طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، شر فقدان امری است که شیء برحسب نوع خود باید بهطور طبیعی از آن برخوردار باشد. این تعریف از فقدان متعلق به ارسطو است، اما خود ارسطو شر را هرگز بهطور صریح با فقدان یکسان نشمرده است. ارسطو در کتاب مقولات بهروشنی عنوان کرده که شر متضاد با خیر است. این در حالی است که طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، خیر و شر رابطۀ عدم و ملکه دارند و شر فقدان خیر است. از سوی دیگر، به نظر میرسد که قطعاتی از کتاب مابعدالطبیعۀ ارسطو نظریۀ عدمیانگاری شر را تأیید میکنند. در این مقاله، به شواهد موافق و مخالف برای عدمیانگاری شر در ارسطو پرداخته خواهد شد. استدلال میشود که (1) به قطعات مؤید عدمیانگاری شر در مابعدالطبیعه، باید در پرتوی رابطۀ پیچیدۀ تقابل تضاد با تقابل عدم و ملکه در ارسطو نگاه کرد، و (2) مؤیدات رهیافت وجودی ارسطو به شر محدود به کتاب مقولات نیست.