دردانه عشق شرح بیتی از حافظ

نویسندگان

1 عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، تهران، ایران

doi
10.22034/perlit.2022.52077.3335
چکیده

نسج و بافت بیان در شعر حافظ، علی‌رغم سادگی و  روشنی بیشینه ابیات و تعابیر، بر شبکه معنایی پیچیده و عموماً پنهانی مبتنی است که گاه معانی عمیق و دقیق مستتر در آن، چندان در بادی امر رخ نمی‌‌نماید. به همین سبب، ابیات متعددی از دیوان وی، تنها با تأملات و بازخوانی‌های مکرر است که در معرض فهم و منصۀ ظهور قرار می‌گیرد. ازجملۀ این ابیات، این بیت مشهور است که «عشق دُردانه است و من غواص و دریا میکده/ سر فروبردم در آنجا تا کجا سر برکنم» (از غزل مشهورِ «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم»)؛ بیتی که شارحان و حافظ‌شناسان به گواهی آثارشان، معنای آن را روشن و سرراست تلقی کرده‌اند. نویسنده جستار حاضر، علی‌رغم این تلقی عمومی، با تکیه بر بازخوانی دقیق‌تر و تأمل در شبکۀ معنایی پیچیده و به‌هم‌تافتۀ اجزا و مفردات بیت، می‌کوشد در عین نقد تلقی مذکور، معنای مستنبط خود را از بیت با خوانندگان در میان نهد. تبارشناسی تعابیرِ شاعرانه و مفاهیم صوفیانه بیت مذکور، ارتباط مکتب عرفانی حافظ با اندیشه‌های احمد غزالی و کتاب سوانح او را نشان می‌دهد.